خرید بک لینک

در شب‌هایی که آسمان، گورستانی از نورهای سرد است،

ستاره‌ها می‌درخشند

سرگردان میان ستارگان...

اما هیچ گرمایی ندارند.

شهر نفس می‌کشد،

اما همه چیز محو است.

صدایی نمی‌رسد

و من، در میان این بودن‌های بی‌روح،

احساسی غریب از نبودن را تجربه می‌کنم.

هوا سنگین است...

مثل کلماتی که هرگز بر زبان نیامدند،

یا فاصله‌ای نامرئی که هرگز کوتاه نمی‌شود.

در زیر این آسمان یخ‌زده،

انسان می‌آموزد چگونه گم شود،

نه با فریاد،

نه با اشک،

بلکه با سکوتی که هر لحظه عمیق‌تر می‌گردد.

شاید این، تعریفِ واقعی starlorn باشد:

سرگردانی میان نورهایی که هرگز به تو نمی‌رسند،

و حضور در فضاهایی که هیچ کس جز خودت آن را حس نمی‌کند.

پ.ن/ استارلورن starlorn /stahr-lawrn/

احساس تنهایی در پس خیره شدن به آسمان شب، احساسی چون کشتی شکسته‌ای که در میانه‌ی اقیانوس به حال خود رها شده و جریان آب آن را پیوسته از دیگر واماندگان دور می‌کند؛ از تمام دنیاها و ستارگانی که تنها چیز باقیمانده از آنها، ته مانده‌ی نوری است که قرنها پیش خود از کشتی به دریا انداخته‌اند؛ همچون پیامی در بطری که به تازگی به ساحل ما رسیده است. برگرفته از کلمه‌ی

انگلیسی استار star نقطه‌ای فروزان در آسمان بی ابر

لورن (lorn/ ((پسوند) به سختی گم شده

منبع:واژه‌نامه حزن‌های ناشناخته

لینک پست در کانال تلگرام

برچسب: نویسنده: ترانه شریفی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 4:20

صفحه بندی