خرید بک لینک

بعضی شب‌ها، تنهایی شبیه یه پتوی کهنه‌ست؛
همون‌قدر زبر، همون‌قدر آشنا.
می‌پیچی توی خودش، بی‌آنکه بخوای رهاش کنی.
بوی چیزای قدیمی میاد...
بوی یه عشق نصفه‌نیمه، یه بوسه‌ی جا مونده، یه خداحافظی نگفته.

دلتنگی گاهی فقط صدای یه آهنگ قدیمیه،
یا عطری که بی‌هوا از کنار آدم رد میشه.
یا پیامی که هیچ‌وقت نیومد.
همه‌شون می‌شن حسرت.
حسرتِ چیزی که بود...
یا بدتر: چیزی که می‌تونست باشه، ولی نشد.

پتوی کهنهء دلتنگی...

عشق، یه روزی اومد.
مثل بارون اول پاییز؛
آروم، سرد، بی‌خبر.
و بعدش؟
تنفر شد.
نه از اون آدم... از خودت.
از اینکه چرا این‌قدر باور کردی. چرا این‌قدر خواستی.

چیزای قدیمی تلخ شدن.
عکسای خاک‌خورده، صداهای ضبط‌شده، خاطراتی که حالا فقط تو سکوت باهات حرف می‌زنن.

اما با همه‌ی اینا، شب که میشه،
بازم اون پتوی کهنه رو می‌کشی رو خودت،
و بهشون فکر می‌کنی.
می‌خوای فراموش کنی…
ولی ته دلت می‌دونی که نمی‌خوای.

آهنگ = تلگرام

برچسب: نویسنده: ترانه شریفی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 4:20

صفحه بندی