باید کمی شرور بود...
-
تاریخ: 1405/5/11 ساعت: 4:20
شاید دارم پرت و پلا میگم، اما به نظرم هر آدمی که به دنیا میاد، یه ذره شرارت ته وجودش داره. یه چیزی که مخصوص همین دنیاست، که اگه نباشه، دووم نمیاره. این شرارت باید یه جوری خرج بشه، باید مصرف بشه. نمیشه نگهش داشت، نمیشه همیشه آدم خوبی بود، نمیشه بدون گناه و اشتباه موند. نمیشه قید همه چیزهایی رو ز...
در رویاها...
-
تاریخ: 1405/5/11 ساعت: 4:20
گاهی زندگی مجال گفتن نمیده…حرفها نیمهکاره میمونن، لبخندها جا میمونن پشت پنجرهی زمان.فقط خوابها میمونن؛جایی که نگاهها بدون واژه، همهچیزو میفهمن.و یه ترانهی قدیمی، آروم توی گوش زمزمه میکنه:"در رؤیاها همدیگه رو میبینیم..."شاید عشق همیشه به حضور و لمس وابسته نباشه.شاید بعضی دیدارها، اگرچه ...
پتوی کهنهء دلتنگی...
-
تاریخ: 1405/5/11 ساعت: 4:20
بعضی شبها، تنهایی شبیه یه پتوی کهنهست؛همونقدر زبر، همونقدر آشنا.میپیچی توی خودش، بیآنکه بخوای رهاش کنی.بوی چیزای قدیمی میاد...بوی یه عشق نصفهنیمه، یه بوسهی جا مونده، یه خداحافظی نگفته.دلتنگی گاهی فقط صدای یه آهنگ قدیمیه،یا عطری که بیهوا از کنار آدم رد میشه.یا پیامی که هیچوقت نیومد.همهشون ...
و در آخر هیچ چیز مهم نیست...
-
تاریخ: 1405/5/11 ساعت: 4:20
گاهی همهچیز را میدهم... تمام نیرویم، تمام شبهای بیخوابیام، تمام لحظاتی که میتوانستم برای خودم باشم اما نبودم.راه میروم، میدوم، میجنگم، اما انگار هر قدمی که برمیدارم فقط مرا به نقطهی صفر میرساند.مثل این است که زمان دستهایم را گرفته و به تمسخر میگوید: «هر چه بیشتر تلاش کنی، بیشتر میبازی...
امروز هم هستم همین کافیه…
-
تاریخ: 1405/5/11 ساعت: 4:20
انگار باید یه عمر بزنی به در و دیوار، گند بزنی به خودت و دنیا، تا آخرش تازه بفهمی چی به چیه. یه جایی وسط راه، وقتی همه چیز رو باختی، تازه یه نوری میخزه توی کلهت که آره، حالا شاید داری میفهمی چطوری باید نفس بکشی بدون اینکه له شی.اولش فکر میکنی قراره دنیا رو فتح کنی. بعد میفهمی فقط داری یاد می...
نغمه های گمشده…
-
تاریخ: 1405/5/11 ساعت: 4:20
در جایی میان صدا و سکوت،نغمههایی وجود دارند که نه کاملاً شنیده میشوند و نه هرگز خاموش میگردند.آنها در حافظهی زمان معلقاند؛بخشی از گذشته که هنوز میکوشد نفس بکشد.هر ملودیِ گمشده،خاطرهایست از آنچه انسان زمانی احساس کرده،اما از یاد برده است.ما گاه تصور میکنیم موسیقی را میسازیم،حال آنکه شاید ...
کی میخواد برای همیشه زندگی کنه...
-
تاریخ: 1405/5/11 ساعت: 4:20
ما جاودانگی را مثل وعدهای پوسیده دوست داریم؛نه برای زندگیِ بیشتر، برای عقبانداختنِ لحظهای که باید اعتراف کنیمهیچچیز در ما آنقدر محکم نیست که بماند.جاودانهبودن،اگر قرار باشد با همین ترکها،با همین حافظهی زخمخورده،با همین بدنِ خسته از تکرارِ خودادامه پیدا کند،بیشتر شبیه مجازات است تا موهبت.ما ...
راه هایی که شاهد ندارند...
-
تاریخ: 1405/5/11 ساعت: 4:20
انسان معمولاً تنهایی را بهعنوان حادثهای ناخواسته درک میکند؛چیزی که بعد از رفتنِ دیگری، بعد از شکست، یا بعد از فروپاشی معنا سر میرسد.اما حقیقت تلختر است: تنهایی اغلب پیشفرض زیستن است، نه نتیجهٔ آن.راه، همیشه استعارهٔ انتخاب نیست.بیشتر اوقات، استعارهٔ زمان است؛چیزی که نه میتوان متوقفش کرد،نه ...
سرگردان میان ستارگان...
-
تاریخ: 1405/5/11 ساعت: 4:20
در شبهایی که آسمان، گورستانی از نورهای سرد است،ستارهها میدرخشند اما هیچ گرمایی ندارند.شهر نفس میکشد،اما همه چیز محو است.صدایی نمیرسدو من، در میان این بودنهای بیروح،احساسی غریب از نبودن را تجربه میکنم.هوا سنگین است...مثل کلماتی که هرگز بر زبان نیامدند،یا فاصلهای نامرئی که هرگز کوتاه نمیشود....
بین رفتن و ماندن...
-
تاریخ: 1405/5/11 ساعت: 4:20
باد سردی میزد.هوا برای باریدن دودل بود؛مثل خودش که بین رفتن و ماندن معلق مانده بود.موسیقی آرامی پخش میشدنه آنقدر بلند که فرار کند،نه آنقدر آرام که نشنود؛یک چیزی بین ماندن و محو شدن،مثل خودش.تهِ ذهنش پر از سؤال بود.به رفتن فکر میکرد؟یا به ماندنی که دیگر شبیه زندگی نبود؟میدانست رفتن جواب همهچ...
آدمای معمولی
-
تاریخ: 1401/4/3 ساعت: 13:32
نمیدونم چه خاصیتیه که هر وقت احساس تنهایی میکنم ، میگم برم به وبلاگم یه سر بزنم...و ایندفه بعد از یه سال...بعد از یه ساله پر از اتفاقات بد ، دلم هوای اینجارو کرد Adblock test (Why?)
نجات پری دریایی
-
تاریخ: 1398/11/24 ساعت: 18:06
xa0
بلاگفا هم بلاگفای قدیم....
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 9:11
خیلی وقته دیگه پست گذاشتن یادم رفته...حوصلشو دارمااا... فقط نمیدونم چی بذارم...ماشاالله همه چی هست از عشق و شکست عشقی و مذهبی و خاطرات و چرت و پرت و.... منم فقط میام وبلاگارو میخونم ...بعضی موقع یه وب
حس گذشته...
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 9:11
هوا امروزxa0یه جوری ابری و بارونیو قشنگه که منو یاد قدیم انداخت...اولیش یاده دوران ابتدایی افتادم...xa0که قرار بود از مدرسه ببرنمون اردو... صبح رفتن که میشد میدیدیم هوا ابری و بارونیه..البته اردو کنسل نمی
صدای سکوت....
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 9:11
این آهنگ با اینکه سال 1965 متشر شده ،ولی جوریه که انگار تازه و واسه همین دوران خونده شده... خواننده های زیادی جدیداxa0این آهنگ رو بازخوانی کردن ولی به شخصه همین ورژن قدیمی و اصلش رو بیشتر دوس دارم... در
عشقی که خیاله...
-
تاریخ: 1398/1/19 ساعت: 12:58
نخیر... هم اینجا تنهایی دونفره می مونه و هم من ...تو چندتا پست قبل نوشته بودم میخوام برم ببینمش.وقتی غیر مستقیم راجبه رفتنم بهش گفتم که شاید یهو میام ببینمت گفت شاید نباشم...حتی بعدش بهم نگفت که داری
امکان گذاشتن ویدیو در بلاگفا
-
تاریخ: 1398/1/19 ساعت: 12:58
الان متوجه شدم که تو بلاگفا میشه ویدیو هم گذاشت...دیده بودم این تولبار عوض شده ولی دقت نکرده بودم ... فکر کردم فقط ظاهرش عوض شدهولی امشب متوجه اضافه شدن گزینه ویدیو به تولبار شدم...واسه امتحان کردن یه
بعد از ما....
-
تاریخ: 1398/1/19 ساعت: 12:58
بعد از ماxa0پیج های عاطلمان باقی می مانندچون روح های سرگردانی که با خود حمل می کنند چمدانی از خاطره را...بعد از ماتا همیشه منجمد می شوند کلماتماندر وبلاگxa0هایی که این بار صاحبانشان هک شده انداما دوستت دا
یه آهنگ احساسی + زیرنویس فارسی
-
تاریخ: 1398/1/19 ساعت: 12:58
xa0زیر نویس فارسی رو بهش چسبوندمA Great Big World & Christina Aguilera - Say Somethingxa0
نقاشی جدیدم... هارلی کویین
-
تاریخ: 1398/1/19 ساعت: 12:58
پارسال هم این موقع ها یه نقاشی کشیده بودم گذاشتم وب... ولی یه سری پستام پاک شدن... اونم جزوشون بود...xa0xa0یه نقاشی دیگه کشیدم خیلی اتفاقی تاریخشون رو نگاه کردم دیدم پارسالی هم تو همین تاریخ کشیده بودم...