خرید بک لینک

ما جاودانگی را مثل وعده‌ای پوسیده دوست داریم؛

نه برای زندگیِ بیشتر،

کی میخواد برای همیشه زندگی کنه...؟

برای عقب‌انداختنِ لحظه‌ای که باید اعتراف کنیم

هیچ‌چیز در ما آن‌قدر محکم نیست که بماند.

جاودانه‌بودن،

اگر قرار باشد با همین ترک‌ها،

با همین حافظه‌ی زخم‌خورده،

با همین بدنِ خسته از تکرارِ خود

ادامه پیدا کند،

بیشتر شبیه مجازات است تا موهبت.

ما از مرگ نمی‌ترسیم؛

از این می‌ترسیم که اگر مرگ نباشد،

درد هم نمی‌میرد.

که اگر پایان نباشد،

اشتباه‌ها فرصت دارند

تا برای همیشه ما را تعریف کنند.

عشق؟

اگر ابدی شود،

دیگر نجات‌بخش نیست.

می‌شود یک صدا که مدام در سر تکرار می‌شود

تا جایی که معنایش را از دست بدهد

و فقط فرسایش بماند.

شاید سؤال درست این نباشد

«چه کسی می‌خواهد برای همیشه زندگی کند؟»

بلکه این باشد:

چه کسی جرأت دارد بپذیرد

که بعضی چیزها

فقط چون پایان دارند

ارزش لمس‌شدن پیدا می‌کنند؟

ما فانی‌ایم

و همین،

آخرین چیز سالمی‌ست که داریم...

برچسب: نویسنده: ترانه شریفی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 4:20

صفحه بندی