یه ماه پیش دعوتم کرد برای کنسرت... کنسرت واسه من بهانه بود... من رفتم که ببینمش...
دعوتش یعنی منو بخشیده بود... نمیدونم شاید هنوزم ته دلش ازم دلخوره...
این یه ماه خیلی طولانی گذشت... انگار یک سال پیش بود...
دو سال پیش هم با هم رفتیم کنسرت... اون موقع سرباز بودم... بهم مرخصی نداده بودن... فرار کردم... با 6 روز غیبت...یادش بخیر...
برنامه دارم دوباره برم دیدنش... ایندفه سوپرایزش کنم... شاید واسه ولنتاین برم ببینمش...
البته نه اینکه ما دنیال تبلیغ رسم و رسوم غربیا باشیما.. نه...
به قول شاعر... کعبه و بت خانه بهانست... مقصود تویی
حالاا این ولنتاین هم بهانست...
امیدوارم بشه که برم... حتی واسه یه روز
برچسب:
نویسنده: ترانه شریفی